عبد الحي حبيبى

906

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

باينطور زهد و درويشى اسلامى با پيروان بودا و رهبانيان مسيحى و غيره فرقى داشت ، و بسا از مجاهدان اسلامى وجود داشتند ، كه در عراق به سبب زهد و عبادت زياد به عباد مشهور بودند ، و جماعتى از غازيان اسلامى كه در عهد عثمانى در فتح آذربايجان اشتراك كردند ، براى عبادت بيك گوشه رفتند « 1 » و اين بود اندازهء زهد و تقشفى كه مسلمانان صدر اسلام داشتند ، و صوفيان همين زمان نيز از كتاب و سنت با نهايت دقت پيروى ميكردند ، و اگر كسى درين تزهد و تقشف مبالغه ميكرد ، آن را دوست نداشتند ، و از اصمعى ( متوفى 216 ه 831 م ) روايت كرده‌اند ، كه در مجلس يكى از فقيهان معاصرش ، ذكرى از ژنده‌پوشان چركين جامه شد ، فقيه گفت : من ندانم كه ناپاكى جزو دين باشد . « 2 » و بنابرين همواره صوفيان اسلامى در توفيق و انسجام بين شريعت و تصوف ميكوشيدند « 3 » صوفيان در خراسان اول كسى كه او را در اسلام صوفى گفتند ، بو هاشم عثمان بن شريك صوفى كوفى ساكن شام ( متوفى 150 ه 767 م ) است كه سفيان ثورى ( متوفى 161 ه 777 م ) در بارهء او گويد : من ندانستم كه صوفى چه بود ؟ تا بو هاشم صوفى را ديدم « 4 » بقول قشيرى و ابن خلدون ظهور اصطلاح صوفى و تصوف قبل از 200 ه 815 م بود و جاحظ در كتاب البيان و التبيين ( 163 / 255 ه ) نخستين بار نام صوفيه را مىبرد ، و گويد كه از جمله نساك‌اند ، و در كتاب اللمع و قوت القلوب مكى وارد است كه حسن بصرى ( 20 / 110 ه ) كلمهء صوفى را به كار برده بود ، و حتى حافظ ابو نعيم در حلية الاولياء ( ج 1 ص 20 ) مىنويسد : كه حضرت امام جعفر صادق گفته : كه هركه بر ظاهر اعمال رسول برود سنى است ، و هركه باطنش را پيروى كند صوفى است . « 5 » بارى اگر ما بموجب روايات فوق ، تاريخ تصوف را بحدود 100 ه هم بالا بريم ،

--> ( 1 ) - طبقات ابن سعد 6 / 111 ( 2 ) - عيون الاخبار 355 ( 3 ) - گولد زيهر دو عقيده 156 بحوالت رسالهء قشيريه ( 4 ) - طبقات الصوفيه انصارى 7 ( 5 ) - مقدمهء مصباح الهدايه 90